morteza-hashemi

معرفی و بیوگرافی استاد مرتضی کیوان هاشمی

morteza-hashemi

نام : مرتضی

نام خانوادگی : کیوان هاشمی  (متاهل)

علایق :

علایق
شعر – آی سی – موسیقی – ترانزیستور – رباعی – دیود و غیره …..
ورزش
کوهنوردی
فعالیتها
نشر کتاب و نصب شبکه های اینترانت
کتاب
فقط ترکه و تبر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
موسیقی
کلاسیک ، سنتی
فیلمها
یادم نیست . فیلم خوب زیاد دیدم
غذا
صبحانه: نون و انگور و پنیر – نهار: هر چی بوده – شام: میوه یا یک لیوان شیر

حرفه:

دانشگاه
دانشگاه تربیت مدرس و دانشکده مخابرات
دبیرستان
خیام نیشابور
رشته
فیزیک کاربردی و مهندسی مخابرات
سال فارغ التحصیلی
۱۳۶۸
نام محل کار
دانشکده مخابرات
عنوان شغلی
مدرس دانشگاه
در مورد کار من
تدریس + کامپیوتر + ترجمه + سرودن شعر + چاپ و نشر کتاب
وب سایت کاری
http://www.keyvaan.com
مهارتها
تدریس + کامپیوتر + ترجمه + سرودن شعر + چاپ و نشر کتاب
علایق کاری
موسیقی + شعر + دیگر هنرهای هفتگانه

متولد یکی از روستاهای نیشابور . از ۱۵ سالگی سرودن را آغاز کرده  . علیرغم میل باطنی در مقطع لیسانس فیزیک کاربردی با گرایش الکترونیک ودر مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات خوانده . سالها در دانشکده ی شرکت مخابرات به عنوان مدرس در مقطع کارشناسی الکترونیک تدریس کرده .

تالیفاتم : نیشابور ، چهار سال تلاش ، سیستم های کنترل از راه دور ، بی همنفس ، ادبیات کودکان سه جلد ، و آخرین اثرم ترکه و تبر

نیکی به تمام خلق آیین من است خدمت به بشر مایه ی تسکین من است این است خلاصه ی جهان بینی من! پیغمبر من عقل، خرد دین من است زندگی‌نامه زندگی نامه مرتضی کیوان هاشمی
پدرش شادروان سیدحسین کیوان هاشمی ، از نخستین فرهنگیان نیشابور و مدیر دبستان شاهپور اولین دبستان آن شهر بود . همه ی پزشکان و فرهیختگان قدیمی این خطه از شاگردان او بودند.

او با دختری به نام گوهرشاد از اهالی اسحق آباد نیشابور ازدواج کرد و آخرین ثمره ی این ازدواج ، پسری بود به نام مرتضی که بعدها در دنیای شعر و ادب تخلص « کیوان » را برای خود برگزید. در دو سالگی پدر را از دست داد و دوران دبستان را در روستای زادگاهش سپری کرد سپس برای ادامه ی تحصیل به نیشابور آمد .

نیمی از دوران دبیرستان را در نیشابور و نیمی دیگر را در مشهد سپری کرد . یکی از افتخارات بزرگ دوران دبیرستانش، دریافت یک جلد دیوان نفیس از دست شادروان عماد خراسانی به عنوان جایزه بود که هنوز زینت بخش کتابخانه ی اوست. در همان سالهای نخست زندگی پدرش دار فانی را وداع گفت و نبودن پدر و نداشتن برادر و عمو و دایی و پشتیبانی که بتواند به او تکیه کند، از همان سالهای نخست نوجوانی او را ناگزیر به پذیرش مسئولیت های سنگین یک زندگی پرجمعیت کرده بود .و این مسئولیت های بزرگ علیرغم تحمیل فشارهای سنگین روحی و روانی، انگیزه ی پختگی بیشتر او در کوره ی زندگی شد .

هنوز نوجوان بود که سروده ها و نوشته هایش به روزنامه های محلی آن زمان ( خراسان و نور ایران و آفتاب شرق ) و سپس به روزنامه های اطلاعات و کیهان راه یافت و در سال ۱۳۵۵ نخستین اثر غیر منظوم او با نام « نیشابور» که پژوهشی در رابطه با تاریخ پرافتخار زادگاهش بود با هزینه ی شهرداری نیشابور به صورت بسیار نفیسی چاپ و منتشر شد . در کنکور سال ۱۳۵۸ بر خلاف خواسته های قلبی و توانایی های آشکار شعری و ادبیش، در رشته فیزیک کاربردی دانشگاه خوارزمی پذیرفته شد و برای تحصیل در دانشگاه ، به تهران آمد ، و موفق به دریافت مدرک کارشناسی فیزیک کاربردی با گرایش الکترونیک شد.

پس از آن با گذراندن دوره های تکمیلی در رشته ی مهندسی مخابرات ، سالها به عنوان مدرس در دانشکده ی شرکت مخابرات به تدریس الکترونیک در مقطع کارشناسی پرداخت . ….. و سرانجام در سال ۱۳۷۸ بار دیگر از دنیای ترانزیستور و آی-سی ، به دنیای شعر و ادبیات بازگشت و دو اثر در زمینه ی ادبیات کودکان چاپ و منتشر کرد. دیگر اثار او عبارتند از :

« خدابنده » ، « سیستم های کنترل از راه دور» ، « بی همنفس » و آخرین مجموعه ی شعرش با نام «ترکه و تبر » در درازای دوسال دو بار در تیراژ ۵۰۰۰ جلد به زیر چاپ رفت و چاپ سوم آن علیرغم دریافت دوبار مجوز چاپ سالهاست در وزارت ارشاد منتظر دریافت مجوز سومین چاپ است .

آثار: ” نیشابور” ( سال ۱۳۴۵) چاپ پارت مشهد، با سرمایه شهرداری نیشابور “سیستم های کنترل از راه دور” (سال ۱۳۶۹) چاپ و سرمایه دانشکده مخابرات. ادبیات کودکان در سه جلد ” ترکه و تبر” (سال ۱۳۸۴)، نخستین دفتر شعر ” بوی باران تازه”، مجموعه شعر، در دست چاپ ” ماجراهای فیلیستی” اثر ” ادوارد تریر” در انتظار مجوز چاپ از سازمان فرهنگی ارشاد “بی هم نفس” به قلم شبنم زربخش . (ویراستاری)

keyvanhashemi

صدایم کن…

سروده ای از مرتضی کیوان هاشمی

صدایم کن ! . . .

 سروده ا ی از مرتضی کیوان هاشمی
بار دیگر بیا، صـدایم کن!
تا اسیرت شوم، رهایم کن!
تا غـزل بشـکفد به لبـهایـم،
. . . و شوم تازه، تا به تایم کن!
من کویرِ تَرَک تَرَک شده ام
بـا نَمی اشـک با صـفایم کن!
بِسِـپارم به دستِ چشـمانت!
تا هـلاکت شـوم، دوایـم کن!
خـنده ات را بپـیچ دورِ دلـم!
در دلِ تنگِ خویش جایم کن!
شـانه هایت برای گریه ی من
گوشِ خود وقفِ حرفهایم کن!
کهکشانی ترین سفینه، بیا!
مثلِ یک ذرّه جابجایم کن!
تا به « کیوان » رسـانیم امشب
از زمین و زمان جدایم کن!
این غزل را دو باره می خوانم
بارِ دیـگر بیـا صـدایـم کن!

منتشرشده توسط

مدیر سایت

با سلام دوستان عزیز اگه هرگونه نظر پیشنهاد و انتقاد درمورد سایت داشتید با ایمیل های زیر در خدمتتون هستیم تحریریه آسان بین info@AsanBin.Com و مدیر سایت Tbzman@Gmail.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 8 = 9

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>